خیلی ضد حال خوردیم با بازی ضد فوتبال اکبر. اکبر انشالله که جز جگر بگیری.
آقا به محض دخولمان به خاطر جو گیر شدن قدمهایمان یک مقداری شبیه مشکی موقعی که مسابقه داشت، شد و همانجور که میدانید محوطه بیرونی استاد یوم مثل زمین اسبدوانی که مشکی در آن مسابقه میداد از خاک نرم و صاف و یکدست نبود که- برعکس پر از چال و چوله و گِل و مل- کلّی کَندهکاریهای دیگر. به محض استارت( در این یک مورد شک ندارم که استارتام عینهو مشکی بود) اما چشم افسون و دلربایتان روز بد اصلاً نبیند چرا که پای ناز نازیمان در یک جوی آب رفت و با مغز به زمین آمدیم. دستهای لطیف و منیژهایام بر روی زمین کشیده شد و اوف شد. زانوی حساس و نازکنارنجیام به دلیل اصابت به لبه جوی کمی بیشتر اوف شد و خلاصه سر و کله شما را درد نیاورم- بازی کوفتمان شد با این همه جراحات جانگدازی که بر من وارد شد(واضح و مبرهن و روشن است که این جراحات برخلاف جراحات دروغین شاگردان اکبر که صرفاً جهت وقتکشانی بود کاملاً راستکی بود و از دقیقه 15 که نشست کردیم از درد شدید به خودم میپیچیدم)
فواد(نویسنده وبلاگ راه اون) را هم پیامکهای متعدد دادیم و او را تحریک و ترغیب و تشویش و چند چیز دیگر کردیم! که او را پایه کنیم که گویا شورای حل اختلاف، به دلیل پیچیدگیهای زیادی که در پرونده او بود، پروندهاش را برای بررسیهای بیشتر به نهادهای بالاتر ارجاع داد که در نهایت طبق قانون فلان بهمان از رفتن او به استادیوم ممانعت گردید و او را در سر جای خود نشاندند!
افشینجون علم فوتبال را دارد و مطمئناً پرسپولیس زلزله و طوفانی همه تیمها را در بازیهای آتی مخصوصاً آن سوراخهای آبی(یا آبیهای سوراخ-فرقی ندارد مهم این است که سوراخند) ملعون را با تاکتیک و تکنیک تیمی ِ عجیب و غریبی که دارد طوری قلع و قمع کند که کفبر شوید که از فرط کفبر شدن به پرسپولیس رو بیاورید. و ای ملت بدانید که درهای پرسپولیس به روی همه شما باز است و هر زمان که به پرسپولیس ایمان بیاورید و از ما بشوید بخشوده خواهید شد که خداوند بسیار بخشنده است.
این همه همان مدرک و سند معتبری که پیشتر اشاره کرده بودم که آبیهای سوراخ یا سوارخهای آبی یا حالا چه فرقی میکند مهم این است که سوراخ است نگاه کنید. خودم دیروز به وضوح و عیناً سوراخهایاش را دیدم.
